نیایش سرشكم رشته پرداز تو درجوش چكيـدنـهـاخيـال آييـنه افشان تـو در پيـچ خميـدنـهـا چه دارد دربغل تمكين عرض جلوه ات يارب كه تاگل ميكند حيرت خرامد از رسيـدنـهـا بـه افسون تعـلق رفت تحقيـق نيـاز از كـف كـه مـوج حلقـۀ زنجيـر بنـد آرد دويـدنـهـا ز بس سوداي امكان نقش بربال هـوس دارد جنون خميازه ميكارد به هامون رسيـدنـهـا جبين سجده نسيانم عرقپـردازخجلتـهاست كه از بار تغـافـل پيـشه كم دارد شنيـدنـهـا طرب آهنگي عصيـان خطردر آستيـن دارد نسيم رحمتي ، نـور اميـدي زان وزيـدنـهـا به دامان قضـا دست قدر مشكن كلاهـم را كه پاس آبروي رفتـه كـي دارد نـديـدنـهـا حضــور التفـاتـي نـاز اقـبـال پـريشـان را كه دارد عنكبوت دهر بـر گٍـردم تنـيـدنـهـا فسبحن الذي أقـرب لنـا مـن نفسنـا دومـاًفـإغفـر ربنـا و ارحـم بحـق الليـل يغشـهـا