اهمیت املا و درست نویسی (2)
متن مصاحبۀ استاد فرخاری با برنامۀ « گنج شایگان » رادیو صدای امریکا
◘ ادب دوستان گرامی ! به امید سلامتی ، بهروزی و پروزیهای مزیدتان ، برنامۀ امشب « گنج شایگان » را آغاز میکنیم . موضوع برنامه ، « اهمیت املا و درست نویسی » است که جناب استاد احمد یاسین « فرخاری » نویسنده و پژوهشگر امور ادبی مهمان برنامۀ ما هستند. ما خوشحال هستیم که جناب استاد احمد یاسین « فرخاری » نویسنده و پژوهشگر امور ادبی را از طریق تلفون روی خط داریم .
استاد محترم ! به شما سلام عرض میکنیم . به برنامۀ گنج شایگان رادیو آشنا صدای امریکا خوش آمدید .
◘ زنده باشید ، سلامت باشید . من هم عرض سلام و ادب دارم خدمت شما ، خدمت همه دست اندرکاران برنامه و همه شنوندگان عزیز .
◘ لطف کردید که بازهم در برنامۀ ما اشتراک کردید . از شما جهانی سپاس . ما تلفونهایی گرفتیم از تعدادی از شنونده های خود که تشکری کردند و سپاسگزاری کردند ازین که شما هستید و روی مسایل ادبی روشنی می اندازید . من فقط خواستم همین پیام را خدمت شما تقدیم بکنم .
◘ زنده باشید . تشکر از شما و تشکر از تمام دوستانی که این لطف را کردند. من درخدمت هستم.
پرسش : خوب استاد محترم شما به خاطر دارید که در برنامۀ گذشته اشاره یی شد که یکی از عوامل و دلایل جدا نوشتن یا چسپیده نوشتن کلمات مرکب در زبان دری ، مسألۀ تناسب لفظی و معنایی در شعر بوده . دیگر چه عوامل و دلایلی درین کار نقش داشته اند؟
پاسخ : تشکر از سوال تان . قسمی که شما اشاره کردید ، در برنامۀ گذشته ، یکی از عوامل گسسته نویسی یا پیوسته نویسی را ، ایجاد تناسب لفظی یا معنوی در شعر دانستیم و مثالهایی هم از اشعار حافظ ارائه کردیم . در پهلوی این ، عوامل دیگری هم درین کار نقش داشته اند . مثلاً یکی از آن عوامل ، پیروی کردن از حاشیه نویسی کتابها و مراعات کردن اقتصاد در مصرف کاغذ بوده . بسیاری از کتابهای قدیمی را وقتی شما ببینید ، متوجه میشوید که متن اصلی در داخل یک چوکات در قسمت وسط صفحه نوشته شده و شرح و توضیح و احیاناً معنی کردن کلمه ها و جمله ها در خارج ازان چوکات و در کناره های صفحه نوشته میشده ، که همین تنگ بودن فضای نوشتاری در داخل چوکات برای نوشتن متن اصلی ، نویسنده را مجبور میکرده که کلمه ها را به شکل پیوسته بنویسد تا در فضای کم صفحه ، مطالب بیشتری را بتواند داخل کند .
از طرف دیگر ما و شما میدانیم که در قدیم ، کاغذ بسیار کمیاب بوده و به این فراوانی که امروز در دسترس ما و شما قرار دارد ، وجود نداشته و از همین سبب ، قیمتش هم خیلی زیاد بوده . پس نویسنده ها کوشش میکردند که با پیوسته نوشتن کلمه ها ، کاغذ کمتری مصرف کنند و اقتصاد را مد نظر داشته باشند .
به همین ترتیب عوامل و دلایل دیگری هم هست ، مثل استفاده کردن از قلم نوک آهنی که در قدیم به کار میگرفتند و به خاطر نوشته کردن یک جمله ، مجبور بودند ، چندین مرتبه ، نوک قلم را به دوات فرو ببرند ، یا نوعیت رنگهایی که در نوشتن به کار برده میشده ، یا نوعیت کاغذ که بسیار وقتها ، رنگ را نشر میکرده ، که همة اینها باعث شده ما امروز در نوشتن کلمات مرکب ، صاحب یک قاعدۀ مشخص نباشیم .
پرسش : شما استاد به گذشته ها اشاره کردید . در گذشته ها ، وقتی که هنوز ماشین چاپ اختراع نشده بود ، نوشتن کتابها یا کاپی برداری کتابها اکثراً با دست صورت میگرفت یا خطاطی میشد . به نظر شما ، آیا این هم در جدا نویسی یا چسپیده نویسی کلمات دری نقش داشته یا نه ؟
پاسخ : بلی ، اتفاقاً یکی از عوامل مهم درین زمینه همین مسألة خطاطی بوده که بدون شک درین کار نقش مهمی داشته . به خاطری که ما میبینیم بسیاری ازخطاطان، خوشنویسان و نساخان قدیم به منظور این که در آثارشان زیبایی هنری را ایجاد کرده باشند ـ مخصوصا وقتی که نمونه های خط نستعلیق یا شکست را مینوشتند ـ آنها کوشش میکردند که بسیاری از کلمه ها را به شکل چسپیده یا پیوسته نوشته کنند ؛ و این به سببی بوده که در آثارخطاطی ، مخصوصاً در نمونه های خط نسخ ، ثلث ، نستعلیق و شکست ، قسمی که چسپیدگی حروف و کلمه ها زیبای دیداری دارند ، در حالت گسستگی یا جدا بودن آنها ، همان مقدار زیبایی لازم ، ایجاد نمی شود. یا مسألۀ نسخه برداری کتابها که شما ازان نام بردید ، معلوم است که نساخان قدیم در وقت نوشتن یا نسخه برداری و تکثیر کتابها ، دخل و تصرف میکردند ، اعمال سلیقه میکردند و هرچه که به نظر خودشان درست می آمد یا کارخود شان را ساده تر میساخت ، همان را مینوشتند.
یک قصه هم به این ارتباط همین حالا به یادم آمد ، که میگویند : کسی یک قرآنکریم قلمی را به یک نساخ داد که از روی آن ، یک نسخۀ دیگر برایش نوشته کند . وقتی که کار تمام شد و این نساخ ، هردو قرآنکریم را به نفر اصلی برد ، برای صاحب کار گفت که درین نسخه یی که شما برای من داده بودید ، بعضی غلطیها هم بود که من همۀ آن را اصلاح کردم . این نفر پرسید که این نسخۀ اصلی چه غلطی داشت ؟ نساخ در جوابش گفت که در بسیار جاها نام شیطان لعین آمده بود و در یک کتاب مقدس لازم نیست که نام شیطان لعین را نوشته کنیم . چونکه قبله گاه شما یک مرد بزرگوار و متقی و خداترس بود و من به آنها بسیار ارادت داشتم ، ازین سبب ، هرجا که نام شیطان آمده بود ، آن را حذف کردم و به جای آن ، نام قبله گاه بزرگوار شما را نوشته کردم ، که نام مبارک شان را قرآن همیشه حفظ کند .
پرسش : راستی که بسیار جالب است . به هرحال آیا کلمه ها و جمله های عربی هم در طرز درست املایی و یا گسسته نویسی و پیوسته نویسی تأثیر داشته اند یا نه ؟ چون پیشتر شما در برنامه های قبلی از تأثیر زبان عربی در دری یاد کرده بودید .
پاسخ : بلی ، قسمی که در برنامۀ گذشته هم عرض کردم ، وجود بعضی از حروف عربی که ما در زبان خود ، مخرج صوتی شان را نداریم ، یکی از دلایل عمدۀ اشتباه نویسی در زبان ما است ؛ مثل همان کلمه های انضباظ و مضطرب ، که در برنامۀ قبلی یاد کردیم که از طرز تلفظ ، درست فهمیده نمیشود که بعضی از حروف این کلمه ها را با « ز » یا « ذ » بنویسیم یا با « ظ » و « ض » و یا با « ت » بنویسیم یا « ط » . که این از نظر درست نویسی ، دردسر ساز شده . در پهلوی این مسأله نوشتن کلمه های همزه دار عربی ، یاد گرفتن قواعد تنوین ، حروف شمسی و قمری و دهها مورد دیگر است که یک نوع پراگندگی را در درست نویسی ایجاد کرده .
و اما کلمات عربی ، کلمات ترکیبی عربی ؛ مثل : معذلک ، علی حده ، من بعد ، عندالمطالبه و امثال اینها هم در مسألۀ گسسته نویسی و پیوسته نویسی نقش داشته و دارند . به خاطری که بسیاری از کلمات مرکب عربی را اگر جدا از هم بنویسیم ، یک معنی را افاده میکند و اگر همان کلمه ها را به شکل چسپیده نوشته کنیم ، معنای دیگری را افاده میکند . مثلاً : اگر کلمة « ان شاء الله » را به شکل گسسته بنویسیم ، یعنی نون « ان » را با « ش » نچسپانیم ، معنای آن این است که : « اگر خدا بخواهد » و اگر « ان » را با « شاء » چسپیده نوشته کنیم ، معنای آن میشود : « نوشتۀ خدا » یا « ساختۀ خدا » . به همین شکل اگر کلمۀ « من بعد » را به شکل گسسته نوشته کنیم ، معنا میدهد که : « پس ازین » یا « بعد ازین » ؛ اما اگر به شکل چسپیده نوشته کنیم ، « منبعد » خوانده میشود که معنای آن « دور شده » است .
گاهی هم ممکن است که ما بعضی از حروف را به جای یکدیگرشان نوشته کنیم ، که درین صورت هم بسیاری از وقتها معنای اصلی کلمه تغییر میکند ؛ مثلاً کلمۀ « سلمی » ـ که یکی از نامهای مروج دخترانه است ـ باید با الف مقصوره نوشته شود . یعنی باید به شکل « سلمی » بنویسیم ، که درین صورت معنای آن میشود : « سلیمترین یا سالمترین زن » ؛ اما اگر حرف آخر همین کلمه را با « الف بلند یا دراز » نوشته کنیم ، یعنی به شکل « س و لام و میم و الف » ؛ معنای این کلمه « چلپاسۀ سفید » است .
پرسش : قسمی که دیده میشود در زبان دری کلمه های زیادی از زبان عربی استفاده میشود و چون همه مردم زبان عربی یاد ندارند که این کلمات را به شکل درست بنویسند ، پس چطور میشود که مشکل نوشتن کلمات عربی را حل کنیم ؟
پاسخ : در زبان فارسی یا دری ، ما کلمات عربی را به چند شکل استفاده میکنیم . یکی این که بسیاری از کلمات عربی ، مثل خون در رگهای زبان داخل شده و به اندازه یی استفاده شده که میتوانیم بگوییم به کلی فارسی شده و برای ما کاملا آشناست . مثل کلمه های : مشکل ، جامعه ، داخل ، زمان ، اختیار و امثال اینها . که در مورد نوشتن و خواندن اینها هرکسی که سواد اندکی هم داشته باشد ، به هیچ نوع مشکلی روبرو نمی شود .
نوع دوم : بعضی کلمات عربی هستند که این کلمات ، یک یا چند حرف خاص زبان عربی را در خود جا داده اند ، که آن حروف را در برنامۀ پیشتر هم گفتیم که همان « ح ، ث ، ص ، ض ، ط ، ظ و ع » هستند . کلمه هایی که یک یا چند حرف ازین حروف را دارند ، در بسیاری از موارد دیده شده که از نظر املا و درست نویسی ، همینها هستند که مشکل آفرین میشوند ؛ مثل : ثواب و صواب که یکی با « ث » نوشته میشود و دیگری با « ص » . یا اتباع و اطبا یا مضطرب یا انظباط و امثال اینها . اما درست نویسی این دسته از کلمات ، از دو راه میسر است . یکی این که نیاز به خواندن و تجربه و تمرین و تکرار دوامدار دارد . دوم این که تمام کلمات عربی ، در وزنها و ساختمانهای خاصی داخل هستند ، که اگر ما همان قواعد و اوزان و صیغه ها و ساختمانهای مختلف شان را یاد بگیریم ـ که یادگرفتن آن هم من فکر میکنم بیشتر از یک ماه را دربر نمی گیرد ـ در حدود 95 درصد مشکل املایی این نوع کلمات برطرف میشود .
و نوع دیگری از کلمات عربی که ما در زبان خود استفاده میکنیم ، یک سلسله کلمات قانونمندی هستند که ما قواعد و ضوابط آنها را در دستور زبان خودمان هم میخوانیم ؛ مثل : جمعهای مذکر و مؤنث سالم ، جمعهای مکسر ، قواعد تنوین ، قواعد همزه نویسی ، اوزان کلمه های عربی و امثال اینها . که اگر یک بار دیگر همین قواعد را با دقتی بیشتر بخوانیم ، من فکر میکنم که دیگر موضوعی باقی نمی ماند که زیاد قابل بحث باشد .
پرسش : تشکر . ما و شما در رابطه به کلمات عربی صحبت کردیم که چطور این را در زبان حل بسازیم . اما در مورد درست نویسی کلمات اروپایی هم که به زبان فارسی یا دری راه یافته ، دیده میشود که وحدت املایی وجود ندارد . مثلا در افغانستان « سالون و تلفون » را با حرف « و » مینویسند و در ایران همین کلمات را بدون « واو » مینویسند . یا در افغانستان « فلم » مینویسند و در ایران « فیلم » که یک « ی » هم اضافه میکنند . به نظر شما علت این اختلاف چیست و کدام یک ازینها از نظر املایی درست است ؟
پاسخ : خوب ، در مورد نوشتن کلمات اروپایی که در زبان ما داخل شده ، باید بگویم که اختلاف نوشتاری اینها در ایران و افغانستان ، مربوط به یک مسألۀ دیگر میشود . و آن مسأله ، مسألۀ تلفظ کلمات به شیوۀ انگلیسی و شیوۀ فرانسوی است . یک نکته را باید در نظر داشته باشیم که در افغانستان ، تلفظ کلمات اروپایی به لهجۀ انگلیسی غالب است و در ایران تلفظ همین کلمات به لهجۀ فرانسوی . و این هم یک دلیل دارد . قضیه ازینجا شروع میشود که وقتی که سلسلۀ قاجاریه در ایران حکومت میکردند، روابط بسیار عمیقی با دولت فرانسه داشتند. که این روابط در تمام عرصه ها از جمله در عرصۀ فرهنگی و تعلیمی هم مؤثر بوده . به این معنی که یک تعداد از محصلین ایرانی که در فرانسه درس خواندند و زبان فرانسوی یاد گرفتند ، وقتی که به ایران برگشت کردند ، بسیاری از کلمات فرانسوی را با خود سوغات بردند؛ مثل کلمه های مشهور : مرسی ، اورژانس ، مانتو ، آسانسور و غیره که طبیعتاً با همان تلفظ لهجۀ فرانسوی بود . یا وقتی که بعضی از کتابهای ادبی یا سیاسی یا علمی را به زبان فارسی ترجمه کردند، باز هم بسیاری از کلمات فرانسوی در زبان جای گرفت ، که تا هنوز در لهجۀ ایرانی زبان فارسی موجودیت خود را حفظ کرده اند؛اما در افغانستان قضیه شکل دیگری داشت. در افغانستان معلمین اولین مکتب عصری ، یعنی مکتب حبیبیه که در سال 1282 فکر میکنم تأسیس شده بود ، اولین معلمین این مکتب همه هندی بودند و به زبان انگلیسی تسلط داشتند که استفادۀ بعضی از کلمه ها با لهجۀ انگلیسی در وقت تدریس از همان زمان شروع شد . در سالهای بعدی که یک تعداد محصلین افغان به کشور های خارجی رفتند ، عمدتا در کشورهایی درس خواندند که یا تدریس به زبان انگلیسی بود و یا لهجۀ انگلیسی دران کشورها غالب بود که آنها هم تأثیر پذیر شدند. وقتی که این محصلین به افغانستان پس آمدند ، لهجه و کلمات انگلیسی را با خود آوردند و در ترجمۀ بعضی از کتابهایی هم که اینها کردند ، یک تعداد کلمات ، در لهجۀ فارسی افغانستان داخل شد و تا امروز پا برجا ماند ، که نمونه های آن را ما میتوانیم در اولین کتابهای ترجمه شده ، مخصوصا کتابهایی که توسط اعضای انجمن ادبی کابل ترجمه شده اند ، ببینیم.
بنابرین نوشتن هردو شکل « تلفون و سالون » همراه با « واو » یا بدون واو درست است و ایرادی ندارد . و ما صد ها کلمۀ دیگر هم داریم ؛ مثل : انترنشنل ، انفارمیشن ، دکوریشن و غیره که در لهجۀ فارسی ایران این کلمات را به شکل دکوراسیون و انفورماسیون و انترناسیونال مینویسند و تلفظ میکنند ؛ اما یک نکته فراموش نشود که قسمی که پیشتر گفتیم ، هردو شکل املایی درست است ؛ مگر بهتر است که ما در رسانه های خودمان ، همان شکل تلفظ انگلیسی را که در افغانستان غالب است حفظ کنیم، تا در جملۀ اینقدر پراگندگیهایی که وجود دارد، یک پراگندگی دیگر هم اضافه نشود.
پرسش : برای ایجاد درست نویسی و رفع مشکلات املایی در زبان دری چه راههایی را پیشنهاد میکنید؟
پاسخ : برای ریشه کن کردن اشتباهات املایی در نوشته ها ، ما ضرورت به برنامه های کلان و درازمدت داریم . که این مسأله از طرف سه ارگان باید مد نظر گرفته شود . البته در مجموع کشورهای فارسی زبان هریک بخشهای خود را دارند و مخصوصا در ایران درین قسمت کار بسیار زیاد شده ؛ اما درینجا منظور من مشخص افغانستان است .
در قدم اول این مسؤولیت بزرگ ، متوجه وزارت معارف میشود . که لازم است این وزارت در برنامه های درسی خود ، به این نکته توجه عمیق داشته باشد ؛ تا نسلی را که در آینده به جامعه تقدیم میکند ، نسل درست نویس باشد . و این از طریق گنجاندن مواد و مطالب تدریس املایی و دقت و سختگیری معلمین در تدریس و پیگیری مسؤولین و به راه انداختن برنامه های تشویقی برای شاگردان میسر میشود . از طرف دیگر بالا بردن سطح سواد نوشتاری معلمین از طریق دارالمعلمین ها و مؤسسات تربیۀ معلم هم ضروری ترین نقطه درین راستا است . به خاطری که اگر سطح سواد نوشتاری معلم پایین باشد ، ما نباید از شاگرد توقع داشته باشیم که درست نویس بار بیاید.
بعد ازین نوبت میرسد به مؤسسات عالی تعلیمی و تحصیلی ، به شمول انستیتوتهای مسلکی ، آموزشگاههای حرفه ای و تمام دانشگاهها ، که آنها هم قواعد و ضوابط سختگیرانه تری را در بخشهای اداری و تدریسی خود وضع کنند و یک سلسله سزا ها و جزاها را مد نظر بگیرند . که به این ترتیب ، متخصصین نسل آیندۀ ما بتوانند ، تجارب و اندوخته های خود را به صورت درست و بهتر ، از طریق کتابها و رساله های علمی شان انتقال بدهند . البته کار این دو وزارتخانه ، شکل زیربنایی و ریشه یی دارد و اینها هستند که میتوانند سنگ بنای درست نویسی را در ساختمان نسل آیندۀ افغانستان بگذارند .
بعد از اینها نقش رسانه های جمعی به شمول روزنامه ها ، جریده ها ، مجله ها ، تلویزیونهای دولتی و خصوصی و امثال اینها را هم نباید فراموش کنیم . به خاطری که اینها هستند که با گروههای مردم به شکل مستقیم و دسته جمعی در تماس هستند و هرچه که اینها مینویسند ، چه درست و چه نادرست ، بسیاری از مردم ازانها تقلید میکنند. از همین سبب میتوانیم بگوییم که بیشترین قسمت و نصیب گناه یا ثواب این کار ، به همین رسانه ها تعلق میگیرد.
پرسش : ببخشید استاد که ما فقط شش دقیقه وقت داریم و من میخواهم که گپهای خود را خلاصه بسازم و آن این که با نظرداشت همه چیزهایی که گفتیم و شنیدیم ، کدام اداره یا سازمان یا نهادی میتواند به شکل منسجم و یکپارچه روی مسألة املا و درست نویسی به شکل علمی آن کار کند و دیگر مؤسسات و اداره های رسمی و غیر رسمی را باخود هم آهنگ بسازد ، تا بتوانیم به یک وحدت املایی دسترسی پیدا بکنیم ؟
پاسخ : درین مسأله ، بزرگترین مسؤولیت متوجه وزارت اطلاعات و فرهنگ میشود . این وزارت باید در تشکیلات خود یک دفتر یا اداره یی را بگنجاند که اعضای آن دفتر را نخبه های فرهنگی ، استادان برجستۀ زبان و ادبیات و زبانشناسهای کارآزموده و صاحبنظران تشکیل بدهد . و این اداره ، باید چند کار را به صورت دوامدار به پیش ببرد .
اول این که مسایل مربوط به زبان و ادبیات و املا و درست نویسی تمام رسانه های دولتی و خصوصی را دقیقاً زیر نظر داشته باشد .
دوم این که از پراگندگی شیوه های مختلف املایی و اعمال سلیقه های شخصی در رسانه ها جلوگیری بکند و یک رهنمود مشخص وکامل مسایل املایی را به شکل یک کتاب تهیه کرده و در اختیار تمام رسانه های مربوط به افغانها در داخل و خارج کشور قرار بدهد ، تا یک وحدت املایی به وجود بیاید .
و دیگر از کارهایی که مربوط به این اداره میشود ، مسألۀ نظارت بر چاپ بدون غلطی کتابها و رساله های علمی باشد ، که پیش از چاپ و نشر ، باید از زیر ذره بین درست نویسی این اداره بگذرد و بعد اجازۀ چاپش داده شود .
به همین شکل این اداره وظیفه داشته باشد که جلو هجوم کلمه های خارجی در زبان را بگیرد و به مقتضای ضرورت برای زبان ، کلمه سازی بکند و بسیار مسایل دیگر است که درین فرصت کم نمیشود همۀ شان را نام بگیریم.
پرسش : ببخشید یک سوال دیگر هم از شما میکنم استاد محترم و آن این که در مورد املا و درست نویسی ، پیشنهاد شما به مسؤولین رسانه های جمعی چیست ؟
پاسخ : خوب ، همه میدانیم که رسانه های گروهی ، امروز به عنوان یکی از مهمترین نمادهای تحول در عرصه زندگی بشر است و در سرنوشت انسان معاصر نقش سازنده و تعیین کننده دارد . از همین سبب است که مسؤولیت و رسالت آنها هم بسیار سنگین است . چون که به گفتة صائب تبریزی
چون گزارد خشت اول بر زمین معمار کج
گر رساند بر فلک ، باشد همان دیوار کج
به هرحال ؛ در مورد املا و درست نویسی ، پیشنهاد من به مسؤولین رسانه های گروهی ـ مخصوصاً مطبوعات و تلویزیونها ـ این است که در قدم اول در قسمت املا و درست نویسی بسیار سختگیر باشند و تمام مطالب و موضوعاتی را که میخواهند نشر کنند ، پیش از نشر کردن از زیر ذره بین درست نویسی بگذرانند و بعد ازان به نشرش اقدام کنند ، که این کار دو فایده دارد. اول این که حیثیت و پرستیژ همان رسانه را در جامعه بالا میبرد و از نظر مردم ، آنها را در جایگاه خاصی قرار میدهد و از طرف دیگر ، خواننده ها و بیننده ها ، با شکل دقیق املایی و درست نویسی کلمه های زبان خود شان آشنا میشوند ، مخصوصاً جوانها و نوجوانهای دور از وطن که از یادگیری زبانهای مادری شان بی بهره مانده اند ، آنها کلمات نادرست را یاد نمی گیرند.
در قدم دوم رسانه ها کوشش کنند که یک سبک و یک شیوۀ نگارش و املا را برای خودشان انتخاب کنند . به خاطری که این کار حد اقل از دامن زدن به هرج و مرج املایی جلوگیری میکند و در دراز مدت ما را به یک وحدت املایی میرساند .
و از همه مهمتر این که رسانه ها کوشش کنند که یک آدم باسواد را استخدام کنند که مسایل درست نویسی نشرات شان را دقیقاً زیر نظر داشته باشد . البته باسواد که میگویم ، منظورم این نیست که خدای نخواسته مسؤولین و کارمندان رسانه های گروهی بیسواد هستند ؛ بلکه منظورم این است که هریک از رسانه ها یک ویراستار یا ویرایشگر مسلکی را استخدام کنند ؛ به خاطری که ویراستاری خودش یک مسلک و یک هنر تخصصی جداگانه است و اگر کسی هرقدر باسواد هم باشد ، اگر با رموز و فنون ویراستاری آشنایی نداشته باشد ، بازهم در بسیاری از جاها پایش میلنگد .
امروز در بسیاری از کشورهای پیشرفته میبینم که بزرگترین و با سواد ترین نویسنده ها هم وقتی نوشتۀ خود را به پایان میرسانند ، آن را برای یک ویراستار میسپارند که از نظر فنی و مسلکی ، و از نظر درست بودن کلمه ها و جمله ها و عبارات ، نوشتۀ شان را اصلاح بکند . و از همین سبب است که میبینیم ، مخصوصا ًدر رسانه های بزرگ و نامدار ، اشتباهات املایی و انشایی یا وجود ندارد و یا اگر به ندرت هم وجود دارد ، به اندازه یی نیست که زیاد قابل بحث باشد . در غیر این صورت باز همان گفتۀ مرحوم داکتر انس خان « وزیر معارف » زمان ظاهرشاه به یاد آدم می آید که او میگفت : « اگر وضع تعلیمی ما به همین شکل پیش برود ، چند سال بعد از رادیو خواهد شنیدیم که فلان اداره به تعدادی لیسانسۀ باسواد ضرورت دارد . » و نشود که خدا نخواسته چند سال بعد بشنویم که فلان فلان رسانه ها به تعدادی نطاق و گوینده و نویسنده و خبرنگار با سواد ضرورت دارد .
◘ جناب استاد محترم احمد یاسین « فرخاری » از شما تشکر میکنیم . از شنوندگان عزیزی هم که با ما تماس گرفتند ازانها هم تشکر میکنیم .
◘ از شما هم تشکر . شب و روزتان خوش و خرم باد