اصول و قواعد نطاقی و مصاحبه
متن مصاحبۀ استاد فرخاری با برنامۀ « گنج شایگان » رادیو صدای امریکا
◘ شنوندگان عزیز! به امید سلامتی ، بهروزی و پیروزیهای مزید تان برنامۀ امشب « گنج شایگان » را آغاز میکنیم . طوری که در آغاز برنامه اشاره کردیم ، موضوع برنامۀ امشب گنج شایگان ، « اصول و قواعد نطاقی و مصاحبه » است و مهمان برنامه فاضل گرامی ، استاد احمد یاسین « فرخاری » است . که پرودیوسر پروگرام از طریق تلفون آنها را روی خط دارند .
استاد محترم ! سلام عرض میکنیم . شما به برنامۀ « گنج شایگان » رادیو آشنا صدای امریکا خوش آمدید .
◘ سلامت باشید . من هم عرض سلام و ادب دارم خدمت شما ، خدمت همه دست اندرکاران برنامه و خدمت تمام شنوندگان عزیزی که همین لحظه صدای ما را میشنوند .
پرسش : ما برای شنوندگان عزیز در آغاز برنامه یاد آور شدیم که پروگرام امشب ما چرخشش روی « اصول و قواعد نطاقی و مصاحبه » است ، که امیدوار هستیم صحبتهای شما در بخش رشد مسلک گویندگی و نطاقی و مصاحبه ، برای ما و شنوندگان عزیزی که به این نیاز داشته باشند ، مفید واقع شود . تاجایی که ما میدانیم ، شما در پهلوی دیگر کارهای تحقیقی و ادبی تان ، یک زمانی در رادیو تلویزیون ، کورسهای نطاقی را درس میدادید و چند سال هم در دانشگاه ، ژورنالیزم تدریس میکردید. در پهلوی این کتابی هم به نام « برنامه نویسی ادبی برای رادیو و تلویزیون » نوشته اید ، که دریکی از برنامه های گذشته ، مرور مختصری در بارۀ این کتاب داشتیم . به همین اساس ما برنامۀ امشب خود را به موضوع « اصول و قواعد نطاقی و مصاحبه » اختصاص داده ایم و به عنوان اولین سوال ، از شما میخواهیم بپرسیم که : یکی از بخشها یا مسلکهای مهم در ژورنالیزم ، نطاقی یا گویندگی است . از نظر مسلک ژورنالیستی ، یک نطاق یا گوینده ، چه مشخصات و صفات و خصوصیاتی را باید داشته باشد؟ تا که به عنوان یک نطاق مسلکی شناخته شود.
پاسخ : اول باید به عرض برسانم، با نظرداشت این که یک نطاق در چه نوع یک رسانه یی کار میکند و کدام بخش را به پیش میبرد و چه نوع مطالبی را به مخاطب پیشکش میکند ، مشخصات و خصوصیاتش فرق میکند؛ اما در مجموع همه گوینده ها ، صرف نظر از این که متصدی سرویس خبری باشند ، یا اعلانات تجارتی را به شنونده ها عرضه کنند و یا این که گویندگی کدام برنامۀ اختصاصی را به دوش داشته باشند ، در مجموع باید ده مشخصه را ما بتوانیم در وجود آنها تشخیص بدهیم .
◘ از جملۀ ده مشخصه یی که یاد کردیم ، یکیش این است که یک نطاق یا گویندۀ خوب رادیویی ، باید آواز رسا ، بلند و صاف داشته باشد .
◘ دیگر این که حروف و کلمات را واضح و شمرده ادا کند و سرعت تکلم و بلندی و پستی و فشار متناسب صدا را با نظرداشت درونمایۀ موضوع و مطلبی که پیشکش میکند ، دقیقاً در نظر بگیرد.
◘ مشخصۀ دیگرش این است که یک نطاق خوب باید خط بخواند و رسم نخواند . به این معنی که یگان وقت دیده میشود ، که بعضی از نطاقان مطلبی را که میخوانند ، خودشان معنای همان جمله ها را درک نکرده اند . گویا که آنها خط را نمیخوانند و رسم را میخوانند. از همین سبب است که آنها روح زبان و احساس مطلب را نمیتوانند به شنونده انتقال بدهند .
◘ دیگر از مشخصه های یک نطاق یا گویندۀ خوب این است که هرمطلبی را که قرار است در جریان نشر بخواند ، باید حتماً پیش از نشر یک بار خوب بخواند ، معنای آن را درک کند و طرز تلفظ کلمات و فشارهای صوتی جمله ها را تمرین کند و اشتباهات ممکن را اصلاح کند .
◘ مشخصۀ دیگری که میتواند یک گوینده را به موفقیت برساند این است که باید به دستور زبان ، به معیارهای زبان و زبانهای معیاری ، فنون ادبی و شیوه های کاربرد فشار صدا در موضوعات مختلف شعری و نثری کاملاً آشنایی داشته باشد و حتی تسلط داشته باشد .
◘ دیگر این که یک نطاق خوب باید قواعد و قوانین خواندن کلمه های عربی را یاد داشته باشد . مثلاً بداند که کلمه های همزه دار باید به چه شکل تلفظ شوند ، جمعهای مکسر عربی چه قسم تلفظ شوند ، حروف شمسی و قمری در تلفظ کلمات و تغییر معنای آنها چه نقشی را بازی میکنند و امثال اینها .که درین مورد بهتر است هر نطاقی یک دوره کورس نطاقی را سپری کند .
◘ دیگر این که یک نطاق باید با ترمینولوژی و اصطلاحات خاص هر رشته آشنایی کامل داشته باشد .
◘ به همین شکل یک نطاق خوب ـ مخصوصا گوینده هایی که سرویس خبری را به دوش دارند ـ باید به اصول و ارکان و عناصر خبر و شیوه های ارائۀ خبر تسلط کامل داشته باشد .
◘ و بالاخره مهمترین مشخصۀ یک نطاق خوب این است که نارسایی تلفظی نداشته باشد.
پرسش : قسمی که پیشتر اشاره شد ، نطاقها بخشهای مختلفی را در رادیو و تلویزیون به پیش میبرند ؛ اما علاوه به این همه صفات و مشخصاتی که گفته شد ، آیا برای نطاقان تلویزیون ، کدام ویژگیها یا مشخصه های دیگری هم از نظر ژورنالیزم و جود دارد یا داشتن همین خصوصیاتی که یاد شد ، برای نطاقان تلویزیون هم کفایت میکند؟
پاسخ : من یک بار دیگر به عرض میرسانم که مشخصات و مکلفیتهایی را که نام گرفتیم ، شکل عام و کلی داشت ؛ اما با نظرداشت این که یک گوینده یا نطاق ، در چه بخشی کار میکند ، متصدی کدام برنامه است یا کدام بخش اختصاصی را پیش میبرد و موضوعات و مطالب آن بخش ، شامل چه چیزهایی میشود ، باز از نظر ژورنالیزم یک سلسله باید ها و نباید ها درین مشخصه ها و مکلفیتها اضافه میشود . از جمله نطاقان یا گوینده های تلویزیون هم ناچار با این بایدها و نبایدها سروکار پیدا میکنند . به خاطری که پای تصویر و ژست و حرکات و رنگها به میدان می آید و همۀ ما میدانیم که حرکتها هم مثل کلمه ها و جمله ها و عبارتها ، در افادۀ معناهای مختلف ، نقشی را به دوش میگیرند که ما میتوانیم آن را به حیث یک زبان خاص قبول کنیم . یکی از شاعران در بارۀ نقش و تأثیر حرکتها ، بیت زیبایی دارد که میگوید :
دو چیز شیوۀ عاشق کشیست خوبان را
نـگـاه گـوشـۀ چشـم و سـلام دزدیـده
درین بیت میبینیم که « نگاه گوشۀ چشم » و « سلام دزدیده » دو حرکت هستند ؛ نه دو جمله یی که از حروف و کلمات تشکیل شده و با زبان بیان شوند ؛ اما تأثیر زبان همین حرکتها ، بالاخره منجر به « کشته شدن عاشق » میشود .
ویا جای دیگری که حضرت « بیدل » در بارۀ رنگها میگوید :
بر نقش پایِ شمعِ تصور، حنا مبنـد
من رنگها شکسته به تصویر میرسم
بیننده های آگاه تلویزیونها هم ، بعد از بازی و شکست رنگها ، خود را به تصویر میرسانند و همین بازی و شکست رنگها است که بسیاری از وقتها ، به اصطلاح اسپ پیامرسانی را قمچین میکند . و همۀ ما و شما میدانیم که رنگها از نظر روانشناسی هریک شان حالت خاصی را در بیننده القا میکند و در انگیزش حالات مختلف عاطفی و احساسی ، نقش بازی میکند.
به هرصورت ؛ فکر میکنم از موضوع خارج شدیم ، پس بیاییم سر اصل مطلب و گپ ما بر سر این بود که از نظر ژورنالیزم برای نطاقان تلویزیون و بخشهای دیداری و شنیداری دیگر ، چه مشخصه ها و مکلفیتهایی در نظر گرفته شده ؟
◘ اولین مسأله این است که تمام چیزهایی را که پیشتر در جواب سوال اول تان گفتم ، همۀ آنها در قسمت نطاق تلویزیون هم صد در صد قابل تطبیق است . و برعلاوۀ آنها چند نکتۀ دیگر هم هست .
◘ اول این که یک نطاق یا گویندۀ تلویزیون باید چهرۀ تلویزیونی داشته باشد . به این معنی که بعضی از آدمها چهرۀ عبوس و گرفته دارند یا حالت دیدشان قسمی است که بیننده را اذیت میکند یا یک حالت ناخوش آیندی را در بیننده ایجاد میکند. پس به همان اندازه یی که لازم است یک نطاق صدای صاف و رسا و استوار داشته باشد ، به همان مقدار لازم است که چهرۀ بشاش و صاف و خوشایند و به اصطلاح شسته و روفته داشته باشد .
◘ دیگر این که نطاق تلویزیون وقتی پشت کمره قرار میگیرد ، باید بسیار با ابهت و متانت و وقار بنشیند ، زیاد شور نخورد ، خود را زیاد خم و پیچ ندهد و هر لحظه خود را جای به جای نکند . که این کار سبب پراگندگی توجه بیننده میشود .
◘ در قدم سوم یک نطاق یا گویندۀ تلویزیون باید در قسمت لباس پوشیدن خود در پشت شیشۀ کمره باید توجه زیاد داشته باشد . و این به این معنی است که باید لباسی بپوشد که مناسب با پسند و فرهنگ و کلچر بیننده هایش باشد و متناسب با روح معنایی موضوعات و محتویات همان برنامه باشد . مثلاً در برنامۀ سرویس خبری ، لباس عروسی را نپوشد و در وقتی که یک شعر تغزلی را میخواند ، لباس سپورتی را به تن نکند.
◘ دیگر این که از ژستها و حرکتهای نامناسب و خنده های بیجا دوری بکند و در قسمت تناسب رنگهای آرایش چهره و رنگ لباس و رنگ پس زمینۀ تصویری روی صفحه هم دقت کامل داشته باشد . به خاطری که میدانیم وقتی که یک بیننده ، پشت صفحۀ تلویزیون قرار میگیرد ، ذهنش به دو بخش تقسیم میشود . یک قسمت مصروف شنیدن صدا و تحلیل و تفسیر موضوع میشود و قسمت دیگر ذهن مصروف تجزیه و ترکیب و پیوند دادن رنگها و حرکتها میشود . از همین سبب است که در تلویزیون و کمپیوتر و امثال اینها ، چون فعالیت ذهن به دو بخش جداگانه تقسیم میشود ، برداشت عمیق صورت گرفته نمی تواند .
◘ و بالاخره باز هم باید بگویم که مهمترین و برجسته ترین مشخصه و مکلفیت یک نطاق خوب تلویزیون این است که نارساییهای تلفظی نداشته باشد .
پرسش : نارساییهای تلفظی چیست؟ چند شکل دارد و در وقت نطاقی و مصاحبه برای گوینده و شنونده چه مشکلاتی را به وجود می آورد ؟
پاسخ : نارسایی تلفظی به چیزی گفته میشود که یک نطاق یا گوینده به علت لکنت زبان یا سهل انگاری و یا درک نادرست ، در وقت گپ زدن ، یک حرف ، یک کلمه و یا یک جمله را قسمی تلفظ کند ، که آن نوع تلفظ سبب شود ، شنونده از درک معنی و مفهوم کامل همان کلمه یا جمله عاجز بماند یا معنای اصلی تغییرکند یا یک حالت دودلی در شنونده ایجاد شود. و این حیثیت و پرستیژ شغلی و اجتماعی یک نطاق یا گوینده یا مصاحبه کننده را به شدت پایین می آورد .
در قسمت انواع و اقسام نارساییهای تلفظی ـ که متأسفانه در بین نطاقان و گوینده های رسانه ی جمعی ما بسیار زیاد است ـ باید بگویم که این مشکل انواع و اقسام زیاد دارد ، که ما میتوانیم آن را در دو بخش یا دو کته گوری مطالعه کنیم . یکی که عامل فزیکی دارد و دیگر که ریشه اش برمیگردد به کمبود فهم و دانش گوینده در همان بخش .
منظور از نارساییهایی که عامل فزیکی دارند این است که یک قسمتی از دستگاه صوتی گوینده ، میتواند مشکلی داشته باشد ، که آن مشکل سبب میشود ، گوینده نتواند ، بعضی از حروف را به صورت درست تلفظ کند . و این خودش انواع و اقسام زیاد دارد ؛ مثلاً متناسب نبودن عمق کام ، متناسب نبودن فاصلۀ دندانها ، نارسایی نفس ، کمبود دندان ، گرفتگی بینی ، لکنت زبان ، شفاف نبودن صدا و حنجره و امثال اینها ، که همۀ شان عواملی هستند که سبب پیدا شدن نارسایی تلفظی میشوند ؛ مثلاً اگر یک آدم ، کمبود دندانهای پیش روی داشته باشد ، یا فاصله های دندانهایش متناسب نباشد ، او نمیتواند حرف « س و ز » را به صورت درست تلفظ کند ؛ چون فشار هوایی که برای تلفظ حرف « س » ضرورت است ، کفایت نمی کند ، به خاطری که یک مقدار هوا از فاصلة نامتناسب دندانها خارج میشود و صدای حرف « س » به تلفظ حرف « ث » عربی نزدیک میشود . یا کسی که گرفتگی بینی داشته باشد ، تشخیص صدای « ب » و صدای « م » از آواز همان گوینده ، بسیار مشکل میشود . یا شفاف نبودن حنجره ، تشخیص صدای حرفهای « همزه و ع و ح عربی» را دچار مشکل میسازد .
پرسش : نوع دوم نارساییهای تلفظی چیست ؟ چند شکل دارد و چه مشکلاتی را به وجود می آورد ؟
پاسخ : نوع دیگر نارساییهای تلفظی ـ قسمی که پیشتر گفتیم ـ مربوط میشود به کمبود فهم و دانش گوینده ، که آن هم اقسام و انواع زیاد دارد .
◘ یکی ازان جمله غلط خوانی است . همۀ ما شنیده ایم که اولین نطاقهای رادیو افغانستان ، گاهی بعضی از کلمه ها را به حدی غلط تلفظ میکردند ، که معنای همان کلمه ها به کلی تغییر میکرد. مثلاً « لبنان » را « لب نان » تلفظ میکردند ؛ یا « دمشق » را « دم شق » میخواندند . که این نه تنها در گذشته ها بود ؛ بلکه امروز هم بسیار به شکل وسیعش از رسانه های ما شنیده میشود ؛ مثلاً : من تاحال از زبان یک نطاق نشنیده ام که « مذاکًره » را به صورت درست تلفظ کرده باشد . همه نطاقها « مذاکًره » را « مذاکِره » تلفظ میکنند . در حالی که « مذاکِره » معنای بسیار بد و قبیح دارد . یا بسیاری از نطاقان کلمۀ « جًنین » را « جُنین » تلفظ میکنند یا « معتمًد » را « معتمِد » میگویند ، در حالی که این دو کلمه ، معنای مخالف یکدیگر دارند . یا « اِخطار» را « اًخطار» میخوانند ، « اَمارات » را « اِمارات » میگویند و « شِفا » را « شَفا » تلفظ میکنند .
◘ دیگر از جملۀ این نارساییها ، رعایت نکردن فشارهای صوتی لازم در یک جمله و یا در مقاطع مختلف یک یا چند جمله است ، که در وقت نوشتن ، ما بعضی نشانه های نگارشی مثل ، کامه ، سمیکولن ، نقطه ، ندائیه و نشانۀ پرسش را دران جاها به کار میگیریم . مثلاً ما اگر فشار صوتی خود را در یک جملۀ ساده تغییر بدهیم ـ بدون این که یک کلمه یا یک حرف دران جمله کم یا زیاد شده باشد ـ معنای مکمل جمله تغییر میکند . مثلاً : « تو نان خوردی. » . این یک جملۀ اخباری یا بیانی است . اگر فشار صوتی را تغییر بدهیم و بگوییم : « تو نان خوردی ! » این یک جملۀ تعجبی میشود . و باز اگر همین جمله را به این شکل تلفظ کنیم که : « تو نان خوردی ؟ » این یک جملۀ پرسشی میشود . که متأسفانه بسیاری از نطاقهای رسانه های جمعی ما ، مخصوصاَ در خواندن شعر ، ظرافتها و باریکیهای فشار صوتی را اصلاً مراعات نمی کنند .
◘ نوع دیگر این نارساییها ، رعایت نکردن لحن و تون صدا در ارتباط با موضوع است . بسیار دیده شده که بعضی از نطاقان یک پارچه شعر را میخوانند که موضوع آن شعر یا غنایی است یا تغزلی و یا مثلاَ شاعر از معشوق توصیف میکند یا بسیار به شکل عاجزانه از او طلب وصل میکند ؛ مثلاً « حافظ » میگوید :
بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد
که گر سرم برود بر ندارم از قدمت
بعضی از نطاقان ما ، این نوع اشعار را با اینطور یک لهجۀ آمرانه میخوانند که آدم فکر میکند شاعر به معشوق فرمان صادر میکند یا دستور میدهد و امر میکند . و یا این نوع اشعار را به حدی با طمطراق و قلقله میخوانند که آدم فکر میکند ، گوینده همین لحظه با مشتهای گره کرده و رگهای پندیدۀ گردن ، مصروف خواندن یک بیانیۀ سیاسی است.
به هرحال ؛ انواع و اقسام دیگری هم شامل این بخش میشود، مثل : شکسته خوانی ، ندانستن معنای کلمه ها و جمله ها ، رعایت نکردن سرعت و امثال اینها ، که یاد آوری از همۀ آنها وقتگیر است .
پرسش : برای این که یک نطاق یا گوینده بتواند تمام این صفات و مشخصات را به دست بیاورد ، کدام علوم و فنون یا رشته ها را باید مطالعه کند و تا چه حد باید خود را برساند ؟
پاسخ : خوب ، ازین که نطاقان و گوینده ها سروکارشان همیشه با سخن و کلام است ، برای آنها لازم است که در علوم و فنون سخن و سخنوری ، تا حدی که ممکن است ، خود را برسانند . به این معنی که که یک نطاق یا گوینده ، وقتی میتواند در مسلک خود از برتریها و برجستگیهای مسلکی لازم برخوردار شود که :
◘ در قدم اول علم تلفظ درست حروف و کلمات را یاد بگیرد ، تا این که مثلاً « سردمدار » را « سرد مدار» نخواند یا « سنگپاره » را « سنگ پاره » تلفظ نکند . و این که حروف را یکی به جای دیگر تلفظ نکند ؛ مثلاً « شاعر » را « شاهر » نخواند و « احترام » را « ایترام » نگوید.
◘ دیگر این که باید در دستور زبان تسلط کامل داشته باشد ، ساختمان کلمات را بفهمد ، ترتیب و ترکیب کلمات را یاد داشته باشد و مخصوصاً با نحو یا آیین جمله بندی و انواع جمله ها آشنایی کامل داشته باشد .
◘ بعد ازین باید یک سلسله قواعد و قوانین زبان عربی را بیاموزد؛ مثل : قواعد جمع کلمات عربی، قواعد کلمه های همزه دار ، قواعد تنوین ، صیغه ها و ساختمانهای کلمات و امثال اینها . به خاطری که در حدود سی درصد کلماتی را که ما روزانه در زبان خود استفاده میکنیم ، از زبان عربی است . و باید قوانین آنها را هم یاد داشته باشیم .
◘ باز نوبت میرسد به فنون ادبی و علم بدیع و بیان و علم معانی و بحثهایی مثل استعاره و مجاز و کنایه و تشبیه و امثال اینها ، که اینها نه تنها در ایجاد سخن سخت نقش دارند؛ بلکه در شیوه های انتقال سخن هم بسیار مؤثر هستند . به خاطری که اگر کسی علم معانی بلد نباشد ـ مخصوصاً در وقت گزارشگری ـ پیام اصلی را نمیتواند به صورت درست انتقال بدهد. قسمی که یکی از گزارشگران تلویزیون، در وقت پخش یک گزارش گفته بود که : « شنوندگان عزیز ما اکنون در شفاخانۀ زایشگاه زنانه قرار داریم .» ازین جمله اینطور فهمیده میشود که باید زایشگاه مردانه هم وجود داشته باشد .
◘ ازین گذشته یک نطاق باید اصول نشانه گذاری در نوشتار را بفهمد ، با ترمینولوژی و اصطلاحات خاص علوم و فنون بلد باشد ، با علم موسیقی و ضربها و تالها و سرعت و صدا آشنا باشد ، اوزان عروضی و قالبهای شعر را بشناسد و خلاصه که به گفتۀ حضرت « بیدل » :
طریق دلربایی یک جهـان نیرنگ میخواهـد
به حسن محض نتوان پیش بردن نازنینیها
پرسش : و حال بیاییم بر سر موضوع « مصاحبه » و ببینیم که مصاحبه چیست ، در ژورنالیزم به چه شکل تعریف میشود و چند قسم است ؟
پاسخ : پیش از همه باید به عرض برسانم که « مصاحبه » یک کلمۀ عربی است که در لغت گفتگو و صحبت کردن دو طرف را میگویند ؛ اما در مسلک ژورنالیزم هر گفتگو و صحبت کردن را نمی توانیم ، مصاحبه بگوییم . این کلمه در ژورنالیزم به این شکل تعریف میشود که « مصاحبه یکی از وسایل مهم جمع آوری اطلاعات است ، که در اثر ارتباط بین دوطرف به دست می آید و منظور ازین کار ، دسترسی پیدا کردن به واقعیتی است که یک یا چند بُعد و ارزش خبری داشته باشد . » البته به وسیلۀ همین مصاحبه است که ما میتوانیم به ارزیابی عمیق نظریات ، طرز دیدها و ادراکهای شخص مصاحبه شونده بپردازیم ، که این خود ، امکان بررسی موضوعات پیچیده یا پیدا کردن علتهای اساسی آن موضوع را مخصوصا در مسایل تحقیقی به ما میسر میسازد.
و اما در قسمت دوم سوال تان باید بگویم که مصاحبه نظر به هدف یا ساختار و نوعیتی که دارد ، اشکال مختلف را به خود میگیرد ؛ مثلاً : مصاحبۀ خبری : که درین نوع مصاحبه ، بیشتر اطلاعات و اخبار از شاهدان عینی یک واقعه یا حادثه ، در محل وقوع همان حادثه ، بدست آورده میشود. یا مصاحبۀ تفسیری : که درین نوع مصاحبه ، هدف مصاحبه کننده ، بدست آوردن نظریات و عقاید یک شخص در بارۀ خودش و یا اشخاص و حوادث و موضوعات دیگر است . دیگر مصاحبه های مطبوعاتی و رادیویی و تلویزیونی داریم :که هدف این مصاحبه ها در مجموع ، انتقال پیام برای مخاطبان است ؛ اما شیوه و مؤثریت در هریک ازینها تفاوت دارد . مثلاً در رسانه های چاپی ، هدف با قدرت قلم و تصویر پردازی محیط ، رسانده میشود. در رادیو نشر آواز اصلی مصاحبه شونده در رساندن پیام کمک میکند. و در مصاحبه های تلویزیونی ، کلمات و صدا و تصویر بکار گرفته می شود ، تا هدف اصلی را به مخاطب برساند.
به همین شکل انواع و اقسام دیگری هم از مصاحبه داریم ؛ مثل : مصاحبۀ مقید ، مصاحبۀ آزاد ، مصاحبۀ باز ، مصاحبۀ بسته ، مصاحبۀ شفاهی ، مصاحبۀ کتبی و انواع بسیار دیگر ، که شرح مفصل هرکدام شان ، درین وقت کم میسر نیست
پرسش : حال که از تعریف مصاحبه و انواع و اقسام آن دانستیم ، یک سوال دیگر پیش می آید . و آن سوال این است که از نظر ژورنالیزم ، یک مصاحبه کننده باید چه مشخصات وصفات و خصوصیاتی را دارا باشد ؟
پاسخ : پیش از تمام گپها ، یک بار دیگر باید یادآوری کنم که تمام صفات و مشخصات و مکلفیتهایی را که در مورد نطاقان گفتیم ، در مورد مصاحبه کننده هم ـ به صورت سختگیرانه ترش ـ صدق میکند . یعنی که مصاحبه کننده باید ورزیده ترین نطاق باشد . چه از نظر علمی و چه از نظر مسلکی.
از همین سبب است که امروز ما و شما میبینیم که در رسانه های جمعی معتبر دنیا ، ورزیده ترین نطاق را به حیث مصاحبه کننده انتخاب میکنند . البته در پهلوی صفات و مشخصات نطاقی ، ژورنالیزم یک سلسله مکلفیتها را هم متوجه مصاحبه کننده میسازد . مثلاً :
◘ مهمترین مکلفیت یک مصاحبه کننده ، این است که مصاحبه اش باید هدفمند باشد و پیام و مقصدی داشته باشد . و پیش از مصاحبه باید این را مد نظر داشته باشد که چه چیزی را میخواهد به مخاطب خودش ارائه کند . متأسفانه امروز نود درصد مصاحبه ها هدفمند نیستند ، پیام ارزشمندی ندارند و چیز تازه یی را به مخاطب نمیرسانند؛ بلکه تنها به خاطر پرکردن برنامه ها صورت میگیرند .
◘ دیگر مکلفیت مهم یک مصاحبه کننده ، انتخاب مصاحبه شونده است . یعنی مصاحبه کننده باید بداند که مثلاً دربین ده نفری که میتواند دریک موضوع مشخص با آنها مصاحبه کند ، کدام یک از آنها بهتر و ورزیده تر و شایسته تر هست و گفتنیهای ارزشمندی را میتواند به مخاطب پیشکش کند . و بهتر است که درین کار ، تخصص و آگاه بودن و صاحبنظر بودن فرد را مد نظر بگیرد ؛ نه چوکی و مقام و منصب شان را .
◘ دیگر از مکلفیتهای مصاحبه کننده این است که در موضوعی که میخواهد مصاحبه کند ، خودش باید معلومات و مطالعات کافی داشته باشد . مثلاً مصاحبه کننده میخواهد که در مورد یک کتاب یک نویسنده که تازه از چاپ برامده ، با نویسنده مصاحبه کند . درینجا لازم است که مصاحبه کننده ، پیش از اجرای مصاحبه باید آن کتاب را بخواند ، بر چیستی و چگونگی آن کتاب خود را وارد بسازد و نکات قابل بحثش را یادداشت بکند . به همین ترتیب در مورد یک آهنگ یا یک فلم یا مسایل ادبی و تاریخی و امثال اینها ، باید این نکته را دقیقاً رعایت کند .
◘ مکلفیت دیگر مصاحبه کننده این است که در مصاحبه های جدی و تحقیقی و تخصصی ، مثل مسایل ادبی ، تاریخی ، ساینسی و امثال اینها ، سوالهایی را که میخواهد در جریان مصاحبه مطرح کند ، آن سوالها را پیش از پیش در اختیار مصاحبه شونده قرار بدهد و برای او فرصت کافی بدهد که در مورد جوابهای آن سوالها ، مطالعه و تحقیق کافی بکند ؛ تا بتواند جوابهای بسیار دقیق و روشن و علمی ارائه کند . بسیار دیده شده که مصاحبه ها بدون آمادگی قبلی اجرا شده و در جریان مصاحبه ، یا بعضی مسایل مهم و کلیدی ، فراموش شده یا مصاحبه کننده طفره رفته و به اصطلاح تیرخود را آورده یا جواب لازم ارائه نشده و یا جواب به سوال هیچ ارتباط نداشته. و دریک مصاحبه اگر اینطور حالاتی پیش بیاید ، همان اصل « هدفمند بودن » مصاحبه ، زیر سوال میرود.
البته قسمی که گفتیم این اصل مربوط میشود به مصاحبه های علمی و تحقیقی و تحلیلی و تخصصی . در مصاحبه های گزارشی مثل مصاحبه های مربوط به حوادث و رویداد ها و وقایع و مسایل زودگذر ، دادن پیش از پیش سوالها بسیار مهم نیست .
پرسش : از نظر ژورنالیزم ، چه مکلفیتها و مسؤولیتهایی در مورد فضا سازی مصاحبه ، متوجه مصاحبه کننده میشود ؟
پاسخ : خوب ، در مسألۀ فضا سازی و ایجاد یک جو مساعد و مناسب برای مصاحبه ، باز یک سلسله گپهایی وجود دارد ، که با نظرداشت نوعیت مصاحبه و این که مصاحبه مربوط به بخش مطبوعات میشود یا رادیو و یا تلویزیون ، نوعیت این مسؤولیتها و مکلفیتها فرق میکند . مثلاً در مصاحبه های تلویزیونی ، متناسب بودن رنگها ، عکسها و تصویرهای پس زمینه ، نوعیت لباس ، دیکوریشن یا طراحی صحنه ، مسایل گرافیکی کمپیوتری ، ثابت یا متحرک بودن تصویرهای پس زمینه ، حالت چهره ها و امثال اینها نقش دارند . . . .
پرسش : استاد محترم ! با معذرت که وقت پروگرام رو به تمام شدن است . فقط میخواستم جواب یک سوال دیگر را به صورت خلاصه از شما بشنوم که یک دقیقه وقت داریم و آن سوال این است که پیام شما به نطاقان و مصاحبه کننده ها و مسؤولین رسانه های جمعی چیست ؟
پاسخ : پیام من به همه نطاقان ، گزارشگرها ، مصاحبه کننده ها و دست اندرکاران رسانه های جمعی ـ مخصوصا رسانه های صوتی و تصویری ـ این است که کوشش کنند ، سطح آگاهی و دانش مسلکی خود را تا جایی که امکان دارد ، بلند ببرند . به خاطری که اینها هستند که با گروههای زیادی از مردم در تماس هستند و هر درست و نادرستی که اینها به مردم میدهند ، به زودی فراگیر میشود و اینها هستند که جامعه را سمت و سو میدهند . ازین سبب مسؤولین رسانه ها یک اندازه شرایط و مقررات استخدام خود را سختگیرانه تر بسازند و به اساس شناخت و واسطه و دوستی ، به جذب و استخدام افراد اقدام نکنند و در پهلوی این کوشش کنند که کورسهای درازمدت و کوتاه مدت نطاقی و گویندگی و مصاحبه و مسایل ژورنالستی را برای پرسونل و کارمندان خود به راه بیندازند ؛ تا که هم سطح دانش و ظرفیت و کارآیی پرسونل شان بالا برود و هم رسانه های شان از پرستیژ و حیثیت بالایی در جامعه برخوردار شود . . . .
◘ بلی ! فقط ده ثانیه وقت داریم . جهانی سپاس از شما استاد محترم . از صحبتهای شما استفاده کردیم . از شما تشکر میکنیم .
◘ فرخاری : زنده باشید . سلامت باشید . روز و روزگار همه ی تان خوش باد