آیت غرور


ای آیــت غــرور تـرا ایـن شتـاب چیست
نازت بنازم ایـن همه قهـر و عتـاب چیست

گر خـون عاشقــان تـو به ساغر نکرده یـی
این جمله رند و زاهد ومست وخراب چیست

گـر قصـد صیــد دل به دلت نیست ماه من
مـژگان واژگــون تو همچـون قلاب چیست

آگــه شـدم که دوش بـه میخانـه رفتـه یی
صهبـای غم منم ز تـو شوق شراب چیـست

گــــر آرزوی سـوخـتـن مـا نـکــرده یـی
در دفـتـر نگاه تـو بـــرق شـهــاب چیست

گر همچـو نخـل بیثمـــری قد علم کنـیـم
پـس ارمـغـان خوشــۀ بـذر شبـاب چیـست

گفـتـی تـو یک زمـان که بـیـایـم ولی بگو
بـر دشت دیـدگان تـو نقش سـراب چیـست

بـاور تـرا که نیـست بـه سیـل سرشک من
بنگـر بــه رود دیده که لعـل مـذاب چیست

اکـنــون بـه سـاحـل غـمـت آواره میشـوم
باشد تو پی بری که خطـا و صـواب چیـست