وجه تسمیۀ زبان دری

نوشتۀ : استاد احمد ياسين فرخاری

            با مطالعۀ متون تاریخی در مییابیم که زبان دری سابقۀ تاريخي قديمتري از قرون سوم و چهارم هجري داشته است.  ازسوي ديگر نخستين گويندگاني كه به اين زبان شيوا شعر سروده اند، و يا نويسندگي كرده اند، آن را ( پارسي دري ) ناميده و ( پارسي ) و ( دري ) نيز گفته اند؛ اما در مورد وجه تسميۀ آن به ( دري )، نظريات گوناگوني وجود دارد، كه جهت روشن شدن موضوع، برخي ازين نظريات را ذيلاً نقل ميكنيم:

  1. دكترذبيح الله صفا – دانشمند ايراني – به نقل از احسن التقاسيم، وجه تسميۀ  آن را چنين شرح ميدهد: ((  لأنها اللسان الذي تكتب رسائل السلطان وترفع بها اليه القصص و اشتقاقه من الـ(ـدر) وهوالباب، انه الكلام الذي يتكلم به علي الباب. ))

يعني: زيرا آن زباني است كه نامه هاي پادشاه بدان نوشته ميشود و عريضه ها  [يي كه] به خدمت وي فرستند، نيزبدان زبان است. و اشتقاق دري از ( در ) است، كه به عربی ( باب ) گويند، يعني زباني است كه در درگاه پادشاه بدان سخن ميگويند.

  1. گروه ديگري ازدانشمندان، ( دري ) را مخفف ( تخاري ) ميدانند، كه   تخاري به مرور زمان به ( تهري ) مبدل گرديده؛ سپس چون اجتماع {ت } و {هـ } – قبل ازحرف { ر } – در زبان ايجاد ثقلت نموده، آن را به { د } مبدل كرده اند، كه واژۀ ( دري ) به ميان آمده و اسم اين زبان گرديده است. چنانچه نام يكي از ولايات شمال افغانستان، در اصل ( كهن دژ ) – به معناي قلعة قديمي –  بوده ؛ ولي عامل گذشت زمان و ثقلت تلفظ باعث شده، كه ما امروز آن را به نام ( كندز ) يا ( قندز ) و حتي طبق نوشتة برخي كمسوادان ( قندوس ) ببينيم و يا بناميم.
  2. برخي واژۀ ( دري ) را منسوب به ( دره ) ميدانند، كه روستاييان در دره ها بدين زبان متكلم بوده اند و زبان مذكور دردل دره ها با هيچ زباني ديگر اختلاط نپذيرفته و همانگونه شسته و خالص حفظ گرديده و شايد هم به اعتبارخوشخواني به ( كبك دري ) نسبت داده شده باشد، كه زباني است سهل المخرج، خوش آهنگ و دور ازثقلت.
  3. همچنان ( دستورپارسي ) به نقل از ( برهان ) چنين مينگارد : (( به فتح اول، بر وزن پري، لغت پارسي باستاني است، وجه تسميۀ آن را بعضي به فصيح تعبيركرده اند و هر لغتي كه دران نقصاني نباشد دري ميگويند، همچو اشكم و شكم و بگوي و گوي و بشنود و شنود و امثال اينها؛ پس اشكم و بگوي و بشنود دري باشد. و جمعي گويند لغت ساكنان چند شهر بوده است، كه آن بلخ و بخارا و بدخشان و مرو است و بعضي گويند دري زبان اهل بهشت است ] !! [ كه رسول الله ( ص ) فرموده اند: (( لسان أهل الجنة عربي أو فارسي دري )) و ملايكۀ آسمان چهارم به لغت دري تكلم ميكنند ] !! [ و طايفه يي برانند كه مردمان درگاه كيان بدان متكلم ميشده اند. ))

به هرصورت، از تقارن اين نظريات گوناگون نميشود به نتيجه يي  صد درصد دست يافت و آن را پذيرفت؛ ولي اگر اين را پذيراشويم  كه ( دري  ) را به ( دره ) منسوب كرده اند، درستتر خواهد بود؛ زيرا همانگونه كه مطالعه كرديم، زادگاه زبان دري مناطقي بوده كوهستاني، كه اين زبان نغز و شيوا در دل همين كوهها و كوهپايه ها نشأت و تطورنموده و از همان جاها ساحۀ انتشارخويش را وسعت بخشيده و پس از طي راههاي دور و دراز تا دوردستها پخش شد و بالاخر از دره به دربار و درگاه شتافته، دوباره درميان مردمان  راه بسط و توسعه گشود . ازين لحاظ اگر اين زبان را به دره و كوه منسوب بدانيم بيجا نخواهد بود .