پیام استاد « فارانی »
شاعر، نویسنده و منتقد ادبی در محفل بزرگداشت از مقام علمی و ادبی استاد احمد یاسین « فرخاری »
شمع های افروخته را پاس دارید
شبِ سنگین
سرِ پایان یافتن ندارد
از صبح خبری نیست
اما شمع های بی قرار
در انتظار آن می سوزند
شمع های افروخته را پاس دارید
زیرا نشانۀصبح اند
و خود صبح اند
دوستان ارجمند و گرامی!
در اوایل سال 2008 بود که در جایی و در کاری مشغول شده بودم،کار جمعی بر روی پروژه نوشتن کتب درسی برای معارف یا نصاب تعلیمی. همه کسانی که این کار را پیش می بردند ، حاضر بودند جز یک نفر که فقط اسمش بود و خودش نبود :
« استاد احمد یاسین فرخاری» .
بالاخره زمان گذشت و روزی ، این همکار غایب ، از راه دور رسید اما بدون گرد و غبار و بسیار تر و تمیز. فرصت آشنایی اولیه پیش آمد و صحبت مختصری بین تمام همکاران . آقای فرخاری را در نظر اول از آن جمله انسان هایی یافتم که می توانند احترام آدم را جلب کنند ؛ اما رغبت چندانی برای درد دل کردن با آنها را نمی توانند در طرف خود بوجود بیاورند .
استاد فرخاری هنوز کار را شروع نکرده که دوباره به سفری در داخل افغانستان رفت . چند روزی گذشت و دیدیم که استاد بر گشت . هنوز چند ساعتی نگذشته بود که متوجه شدم تصویری که از او در فکرم گرفته بودم ، از ریشه اشتباه بوده است . او را انسانی یافتم با قلب سرشار از احساس و شور و زیبایی. دو – سه روز بعد بود که ما با هم به معنای دقیق کلمه دوست شده بودیم .
استاد فرخاری کسی است که با او از اوضاع روزمره گرفته تا لطیفه گویی و بالاخره مسایل مهم را می شود مطرح کرد و بر آن بحث سازنده نمود.
یادم می آید او در ضمن آنکه در جمع دوستان حضور ذهنی کاملی می داشت ، در عین حال مشغول تتبع ، نگارش و تحقیق می بود . گاهی که از سر صمیمیت از کارش جویا می شدیم ، بدون غرور و فضل فروشی ( و اجازه دهید بگویم بدون خود فروشی معمول بعضی از به اصطلاح روشنفکران) ، با فروتنی که شایستۀ یک فرد دانشمند است ، پاسخ می داد : « کتابی را برای نشر آماده می کنم.» تا زمانیکه زیاد اصرار از طرف دوستان صورت نمی گرفت ، از استاد فرخاری کمتر راجع به چند و چون اثرش می توانستیم مطلبی بدست آریم .
استاد فرخاری با چنان خصال ، انسان فرهیخته ایست که بدون سر و صدا در عرصۀ فرهنگ افغانستان و زبان فارسی دری و در عین حال معرفی ادبیات کشور به جهان خارج بسیار کار نموده است . او با تسلطی که بر زبان های فارسی دری ، پشتو ، انگلیسی ، فرانسوی ، اردو و عربی دارد ، نه تنها بر غنای زبانهای کشور ، مخصوصا فارسی دری افزوده ؛ بلکه نقش معرفی کنندۀ ادبیات معاصر ما را برای عرصۀ سایر زبانها مخصوصا زبان عربی انجام داده است .کاری که متاسفانه در عرصۀ فرهنگ ما کمتر کسانی ارادة آن را کرده اند .
اما اگر فکر کرده اید که استاد فرخاری عزیز، صرف یک محقق خونسرد و پروفیسرمأب است ، بسیار اشتباه کرده اید. او شاعر است ، عاشق است و در دنیای ادبیات نه تنها بمثابۀ ادبیات شناس ؛ بلکه بعنوان یک شاعر شیدا که تار و پود احساسش را در اشعارش می توان دید ، شناخته می شود . او انسان نکته سنجی است که کمتر می خواهد ، خود را عرضه دارد ؛ ولی کسی که با او تماس بیشتری داشته باشد می داند که تبحرش در درک و انعکاس اجزای از نظر پنهان ادبیات و زندگی چقدر است .
آثار گرانبهای استاد احمد یاسین فرخاری چه در زمینۀ زبان شناسی و استفادۀ درست از زبان و مجموعه های اشعار و ترجمه هایش و همچنین سایر تحقیقاتش، گنجینۀ با ارزش فرهنگ مکتوب افغانستان می باشد .
اجازه دهید ، از دوستانی قدردانی کنم که محفلی را در بزرگداشت از شخصیت ادبی و فرهنگی کشور آقای استاد احمد یاسین فرخاری بر پا نموده اند . این عمل خیر اگر از یکطرف قدر شناسی از دوست ارجمند ما جناب فرخاری می باشد از طرف دیگر فاصله گرفتن از فرهنگ مرده پرستی است که متاسفانه در جامعۀ ما از قبل مسلط بوده است .
ضمن آنکه پیروزی و بهروزی بیشتر برای استاد عزیز ، آقای فرخاری آرزو می نمایم ، برای تمام حضار محترمی که به علت جفای جغرافیا نمی توانم از حضورشان مستفید گردم ، سلام و تهنیت خود را تقدیم نموده ، امیدوارم چنین محافلی در تجلیل از فرهنگ و فرهنگیان بتواند بر جهل ، بنیاد گرایی و جذام قوم گرایی ضربۀ کارایی حواله کند ؛ تا نسل آینده ازین میراث شوم در امان بماند .
با عرض حرمت
فاروق فارانی
ویسبادن ، آلمان
16 جون 2011